لغت نامه دهخدا
شن زار. [ ش ِ ] ( اِ مرکب ) رَمله. جداله. زمین پر از شن. ریگزار.
- شن زار خان باکی قوم؛ جائی در ساحل شرقی بحر خزر.
- شن زار قزل قوم؛ در مغرب بلخان کوچک ازنواحی شرقی بحر خزر.
شن زار. [ ش ِ ] ( اِ مرکب ) رَمله. جداله. زمین پر از شن. ریگزار.
- شن زار خان باکی قوم؛ جائی در ساحل شرقی بحر خزر.
- شن زار قزل قوم؛ در مغرب بلخان کوچک ازنواحی شرقی بحر خزر.
(ش ) (اِمر. ) بیابان پر شن.
زمینی که در آن شن بسیار باشد، ریگ زار.
ریگزار، زمینی که در آن شن بسیارباشد
( اسم ) بیابان پر شن.
شن+زار
بیابان پر شن
💡 گفت ای گلعذار گلشن زار ای همایون تذرو علیین