شمی
متضادها
بصری
لغت نامه دهخدا
شمی. [ ] ( اِخ ) در هفت فرسنگی مالامیر ناحیه کوهستانی است و مجسمه برنزی در آنجا یافت شده و معبدی از زمان پارتها در آن مکان کشف گردیده که تقریباً در ایران بی سابقه است. این مکان در میان کوههای بلند واقع است و مردم بختیاری چندین مجسمه بزرگ و کوچک از آن بیرون آورده اند. این جلگه تا ده شمی پنج میل مسافت دارد. ( از جغرافیای غرب ایران ص 313 ).
ویکی واژه
شمی (جمع شمیها)
جمله سازی با شمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از افراسیاب ار بخواهی رواست چنو بت به کشمیر و کابل کجاست
💡 کامیش، غیر گوشه ی چشمی ز شاه نیست، شاها، ورا بنیم نگه کامیاب خواه!
💡 ز عمری هر کسی چون گاو و خر بود همه چشمی و گوشی کور و کر بود
💡 از ظلم ایشان، یارب چه گوئیم چشمی و صد نم، جانی و صد آه
💡 چشم ما روشن به نور او بود این چنین چشمی خوش و نیکو بود
💡 که می بخندد چشمی ز خرّمی قهقه که می بگرید چشمی ز غصّه هایاهای