شفیق

لغت نامه دهخدا

شفیق. [ ش َ ] ( ع ص ) مهربان. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ) ( آنندراج ). دلسوز. رحیم. ( فرهنگ فارسی معین ). || نصیحت گر. آزمندبر نصیحت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). دوست ناصح. ( دهار ). || رحیم و مهربان و دل رحم. ( از ناظم الاطباء ). مشفق. رئوف. عطوف. پرمهر. صمیمی. ( یادداشت مؤلف ):
یار بادت توفیق روزبهی باد رفیق
دوستت باد شفیق دشمنت غیشه و نال.رودکی.پس سلیمان گفت شو ما را رفیق
در بیابانهای بی آب ای شفیق.مولوی.وگر بر رفیقان نباشی شفیق
به فرسنگ بگریزد از تو رفیق.( بوستان ).- رفیق شفیق؛ دوست مهربان. ( ناظم الاطباء ):
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
حریف حجره و گرمابه و گلستان باش.حافظ.|| تسلی دهنده و دارای محبت و مهربانی و نیکخواه و خیراندیش. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

مهربان، دلسوز.

فرهنگ فارسی

مهربان، دلسوز
( صفت ) مهربان دلسوز رحیم.

فرهنگ اسم ها

اسم: شفیق (پسر) (عربی) (تلفظ: šafiq) (فارسی: شفيق) (انگلیسی: shafigh)
معنی: مهربان، دلسوز

جمله سازی با شفیق

💡 گر ترا هست دلا در ره غم میل رفیق بطلب جام شفق گون که رفیقست شفیق

💡 چه بوتراب و جنید و شفیق و شبلی باش دو دیده بر ره فرمان ایزد وهاب

💡 در۱۶ آذر ۱۳۵۸ شهریار شفیق پسر اشرف پهلوی و یکی از افرادی که غیاباً توسط وی محکوم به مرگ شده بود در پاریس ترور شد.

💡 آزاده شفیق در ۲۲ فوریه ۲۰۱۱ برابر ۳ اسفند ماه سال ۱۳۸۹ به‌علت ابتلا به بیماری سرطان درگذشت. از وی یک فرزند پسر بنام کامران برجای مانده‌است

💡 دانم که شفیق اند طبیبان همگی، لیک مرهم که نه معشوق نهد دشمن ریش است

💡 اسامه رشید (عربی: اسامه جبار شفیق رشید؛ زادهٔ ۱۷ ژانویهٔ ۱۹۹۲) یک بازیکن فوتبال عراقی‌تبار اهل هلند است.