ششه

لغت نامه دهخدا

ششه. [ ش َ ش ِ/ ش َ ش َ / ش ِ ش ِ ] ( اِ مرکب ) شش روز اول ماه شوال. ( ناظم الاطباء ). شش روز بعد از عید فطر را گویند. ( ازبرهان ) ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ). شش بندان. شش یندان. رجوع به شش یندان و شش بندان شود. || روزه داشتن در شش روز اول شوال. ( از برهان ) ( از آنندراج )( ناظم الاطباء ). روزه داشتن در شش روز بعد از عید رمضان که سنت است و آن را شش بندان گویند. ( از انجمن آرا ). || در خلخال سی و شش روز از بهار گذشته ( پنجم اردیبهشت ) را گویند که شش تا شش روز است و عوام معتقدند که در آن روز انقلابی در هوا پدید آید.

فرهنگ معین

(شَ شَ یا ش ش ) (اِمر. ) شش روز بعد از عید رمضان، که روزه داشتن در آن شش روز سنت است.

فرهنگ فارسی

شش روز بعد از عید رمضان که روزه داشتن در آن شش روز سنت است.
شش روز اول ماه شوال شش روز بعد از عید فطر را گویند.

دانشنامه عمومی

ششه (بانه). ششه یک روستا در ایران است که در دهستان ننور شهرستان بانه واقع شده است. ششه ۱۱۴ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

شش روز بعد از عید رمضان، که روزه داشتن در آن شش روز سنت

جمله سازی با ششه

💡 از کار افتادگی جزو پوششهای بیمه ای در بیمه تأمین اجتماعی و بیمه‌های عمر و پس‌انداز می‌باشد.

💡 دست بر دوش بخیلی چون زند حاتم شود این کرامت قطره‏ای از بحر بخششهای اوست

💡 بساط عمر تو چون سال دور آدم باد بکام و همت تو ششهزار و نهصد واند

💡 کوششها را می‌توان در راستای بومی کردن روش‌های مطالعهٔ تاریخی در حوزه مطالعات اسلامی ارزیابی نمود.

💡 نفس کل در ششهزار و اند سال از بهر تو نقش های فانی انگیزد ز نیرنگ بقا