شتات
مترادفها
پراکندگی، تفرقه، آشفتگی
متضادها
تجمع، اتحاد
لغت نامه دهخدا
شتات. [ ش َ ] ( ع مص ) فرقت. ( از ذیل اقرب الموارد ). || پراکنده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از المصادر زوزنی ). متفرق بودن. ( فرهنگ نظام ). || پراکنده کردن. ( منتهی الارب ). || ( ص ) متفرق و پریشان. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): جاء القوم شتات َ شتات َ؛ آمدند قوم متفرق و پریشان. ( منتهی الارب ). ج، أشتات. ( از اقرب الموارد ). رجوع به شت شود.
فرهنگ معین
(شَ ) [ ع. ] ۱ - (اِمص. ) پراکندگی. ۲ - (ص. ) پراکنده.
فرهنگ عمید
۱. پراکنده شدن.
۲. تفرق، پراکندگی.
۳. (صفت ) متشتت، متفرق، پراکنده.
فرهنگ فارسی
متشتت، متفرق وپراکنده
۱ - ( اسم ) پراکندگی تفرق. ۲ - ( صفت ) پراکنده متفرق.
ویکی واژه
پراکندگی.
پراکنده.
جمله سازی با شتات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال دارمشتات ۹۸ و باشگاه فوتبال ماینتس ۰۵ اشاره کرد.
💡 آدام وایسهائوپت، زاده ۶ فوریه ۱۷۴۸ میلادی در اینگولشتات، وفات ۱۸ نوامبر ۱۸۳۰ میلادی در گوتا (هردو در آلمان)
💡 بنده صدرش مجیر از صدمه صفرا و تب دارد الحق عارضه در شمل و صحت در شتات
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال یان رگنسبورگ و باشگاه فوتبال اینگولشتات ۰۴ اشاره کرد.
💡 اشتات لورینگن ۶۳٫۶۲ کیلومترمربع مساحت دارد ۲۹۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال اینگولشتات ۰۴ و باشگاه فوتبال یان رگنسبورگ اشاره کرد.