لغت نامه دهخدا
شایگانی. ( ص نسبی ) بسیار و بی پایان و تمام ناشدنی. ( ناظم الاطباء ). || ویژه در گنج پادشاهی. ( ناظم الاطباء ): که این موهبت از خداوند ما را به از گنج قارونی و شایگانی است. ( سندبادنامه ص 231 ). || منسوب به شایگان. رجوع به شایگان شود.
شایگانی. ( ص نسبی ) بسیار و بی پایان و تمام ناشدنی. ( ناظم الاطباء ). || ویژه در گنج پادشاهی. ( ناظم الاطباء ): که این موهبت از خداوند ما را به از گنج قارونی و شایگانی است. ( سندبادنامه ص 231 ). || منسوب به شایگان. رجوع به شایگان شود.
بسیار و بی پایان و تمام ناشدنی
💡 به جسم مرده جانی، تو جان یک جهانی تو گنج شایگانی، تو عمر جاودانی
💡 به نام ایزد چه گنج شایگانی کز او گردید پر جوهر جهانی
💡 نه لشکری است این مبارز بل حجرگی است و شایگانی
💡 کافشانده در ره عشق هر گوهر گرانی هر گنج شایگانی
💡 کی توانم گفت شکر آنکه از کنج نیاز ناگهان ره سوی گنج شایگانی یافتم
💡 یکی شایگانی بیفگن ز طاعت که دوران برو نیست چرخ گران را