سگال

  • نیکخواه تو ز گفتار بدی باد جدا بدسگال تو ز دیدار بهی باد بری
  • دل سگالد مدحش و گوید زبان از بهر آنک حکم اخلاص از دلست و حکم ایمان از زبان
  • اسباب دو صد ساله سگالیده به پیش نا یافته از زمانه یک ساعت مهل
  • مجنون به هزار نوحه نالد لیلی چه نشاط می‌سگالد

لغت نامه دهخدا

سگال. [س ِ ] ( اِ ) اندیشه و فکر. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). خیال و اندیشه. ( غیاث ). اندیشه.

فرهنگ معین

(س ) (اِ. ) اندیشه.

فرهنگ عمید

۱. = سگالیدن
۲. سگالنده، اندیشنده (در ترکیب با کلمه دیگر ): بدسگال، چاره سگال، نیک سگال.

فرهنگ فارسی

اندیشه، فکر
۱ - ( اسم ) اندیشه فکر. ۲ - ( اسم ) در ترکیب به معنی سگالنده آید: بد سگال چاره سگال.

ویکی واژه

اندیشه. جزء پسین بعضی از کلمه‌های به معنی سگالنده. سگال ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش سُگ - آل قابل تجزیه باشد؛ و به معنی ایل یا قبیله بددهن بوده است.

جمله سازی با سگال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «ای.و. سگالوف» در سال ۱۹۰۲ می‌نوشت: مردم مسلمان (آذربایجانی‌ها) عمدتاً در کنار رودهای «بازارچای»، «آیریچای»، «برگوشاد»، «اوخچوچای» و شاخه‌های آنها، همچنین در کنار رودخانهٔ ارس اقامت دارند. آذربایجانی‌ها در دشت‌ها و مناطق دارای فرصت‌های خوب برای زراعت زندگی می‌نمایند».

💡 مجنون به هزار نوحه نالد لیلی چه نشاط می‌سگالد

💡 زآنکه هرگز نیکخواهش را نیاید بد به پیش زآنکه هرگز بدسگالش را نباشد نیک حال

💡 نهال رمح تو در خون کشد نهالی خصم مثال قهر تو و مکر و بد سگالی خصم

💡 نه غافل است ز شکر تو هیچ شکرگزار نه فارغ است ز مدح تو هیچ مدح سگال

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز