کلمهی «سپی» در فارسی صورت مخففشده و قدیمی واژه «سپيد» به معنای «سفید» است و بیشتر در زبان عامیانه، متون کهن یا گویشهای محلی به کار میرفته است. این واژه برای توصیف رنگ روشن، پاکی، نورانیت یا سفیدی اشیا، چهره، لباس و هر چیز همرنگ سپيد استفاده میشود. «سپی» در گذشته در کنار گونههای دیگری از واژه سپيد، بخشی از زبان محاوره مردم مناطق مختلف ایران بوده و ریشه در تحولهای آوایی زبان فارسی دارد. کاربرد این کلمه اغلب با بار ساده، توصیفی و روزمره همراه بوده و نشانه سادگی گفتار و نزدیکی آن به زبان مردمی است. در زبان عربی، معادل این مفهوم را «بیاض» میگویند که همان معنای سفیدی را میرساند. از نظر معنایی، این واژه با سپید، سفید، روشن و نورانی هممعنی است و تفاوت آن تنها در ساختار کوتاهشده و کاربرد محلی آن است.
سپی
لغت نامه دهخدا
سپی. [ س َ / س ِ ] ( ص ) مخفف سفید و بعربی بیاض گویند. ( برهان ). رجوع به سپید شود.
فرهنگ عمید
= سپید
فرهنگ فارسی
مخفف سفید و بعربی بیاض گویند
ویکی واژه
سگ
سفید
جمله سازی با سپی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روی سیه میشود، این موی سپید ناز اینهمه گر بروی یا مو داری