سودی

لغت نامه دهخدا

سودی. ( اِخ ) از مردم بوسنه ( یوگسلاوی سابق ) است. در زبان فارسی و عربی اطلاعات لازم داشت و در اواخر عمر معلمی پیشخدمتهای دربار عثمانی را بر عهده داشت. او راست: شرح بر دیوان حافظ. شرح کافیه ابن حاحب. شرح مثنوی. شرح گلستان. شرح بوستان سعدی. حاجی خلیفه وفات او را بسال 1000 هَ. ق. نوشته ولی وی بوستان را در سال 1006 شرح کرده است. ( کشف الظنون ).

فرهنگ فارسی

از مردم بوسنه است در زبان فارسی و عربی اطلاعات لازم داشت و در اواخر عمر معلمی پیشخدمتهای دربار عثمانی را بر عهده داشت

فرهنگ اسم ها

اسم: سودی (دختر) (ترکی) (تلفظ: sevdi) (فارسی: سِودي) (انگلیسی: sevdi)
معنی: عشق

دانشنامه عمومی

سودی (کومونه). سودی ( به ایتالیایی: Soddì ) یک کومونه در ایتالیا است که در استان اریستانو واقع شده است. سودی ۵٫۴ کیلومتر مربع مساحت و ۱۳۷ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با سودی

💡 چه دولتی ز چه سودی چه آتشی و چه دودی چه مجمری و چه عودی چه آفتی چه بلایی

💡 مرد سودایت نبودم، کردم و دیدم زیان وین زمان سودی نمی‌دارد، پشیمانی مرا

💡 دانش اندوز، چه حاصل بود از دعوی معنی آموز، چه سودی رسد از عنوان

💡 درخشان‌ترین دوره زندگی ملاصدرا از لحاظ سودی که به جامعه رساند و طی آن دوره کتاب‌های فراوان و ارزشمندی نگاشت، دوره‌ای است که او پس از بازگشت از کهک در شیراز شروع به تدریس کرد.

💡 آلکسیس آلکسودیس (یونانی: Αλέξης Αλεξούδης؛ زادهٔ ۲۰ ژوئن ۱۹۷۲) بازیکن فوتبال اهل یونان بود.

💡 سودیست مهر تو، که نبیند کسش زیان دردیست کین تو، که نیابد کسش دوا