سه روح
لغت نامه دهخدا
سه روح. [ س ِ ] ( اِ مرکب ) موالید ثلاثه است که حیوان، نبات و جماد باشد. ( برهان ) ( غیاث ):
بچار نفس و سه روح و دو صحن و یک فطرت
بیک رقیب و دو فرع و سه نوع و چار اسباب.خاقانی.
فرهنگ معین
(س ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) موالید ثلاثه: جماد، نبات و حیوان.
ویکی واژه
موالید ثلاثه: جماد، نبات و حیوان.
جمله سازی با سه روح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شش جهات گنبد نیلوفری را از سه روح میتوان دیدن عیان در صورت یک تای من
💡 هر کاو که هفت و هشت کند با تو در جهان باکید نه سپهر سه روحش بود دو چار
💡 تا بد ونیک جهان را پنج حس وشش جهت از نه آباء وسه روح وچار ارکان یافته
💡 بهای یکشبه وصل عدم، سه روح بده که رایگان به خسان رخ نمی نماید یار
💡 توئی یگانه شش منظر و سه روح و دو کون مشو فسانه ی این هفت گوی و نه مضمار
💡 پوشش ماتم و سورست دو کون ای سرور ورسوالت ز سه روحست بدان این اسرار
💡 در آن داستان افسانهای قدیمی، سه روح سرگردان در جنگلهای تاریک، به دنبال راهی برای رسیدن به آرامش ابدی و رهایی از بند زمان بودند.
💡 افسانهها میگویند که سه روح محافظ این قلعه باستانی، در شبهای مه آلود برای محافظت از ساکنان در برابر نیروهای تاریک ظاهر میشوند.
💡 او احساس میکرد که سه روح متفاوت در وجودش در حال جنگیدن هستند تا تعیین کنند که کدام مسیر برای آینده زندگی او مناسبتر است.