سمپاشی

لغت نامه دهخدا

سمپاشی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) پاشیدن سم در جائی برای انهدام حشرات، مانند: مگس، پشه و غیره. ( فرهنگ فارسی معین ). || بمجاز، گفتن سخنانی برای تولید اختلاف در میان جمعی و ایجاد فساد، یا تبلیغ بد کردن ضد کسی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. پاشیدن سم در جایی برای از بین بردن حشرات.
۲. (کشاورزی ) پاشیدن سم های مختص به گیا هان و درختان برای نابود ساختن آفات نباتی.
۳. [عامیانه، مجاز] تبلیغات بد و گفتن سخنانی که باعث فتنه و فساد و اختلاف میان جمعی از مردم بشود.

فرهنگ فارسی

۱ - پاشیدن سم در جایی برای انهدام حشرات مانند مگس پشه و غیره. ۲ - گفتن سخنانی برای تولید اختلاف در میان جمعی و ایجاد فساد یا تبلیغ بد کردن ضد کسی.

جمله سازی با سمپاشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهر قزوین دارای در ۹/۰۳/۱۳۹۱ وزارت راه و شهرسازی با توسعه فرودگاه قزوین موافقت کردو کمک‌های فنی و تجهیزاتی خود را برای فرود هواپیمای فوکر ۱۰۰ در فرودگاه سمپاشی قزوین ارائه داد.

اسکالات یعنی چه؟
اسکالات یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز