سطور
مترادفها
خطوط، سطرها
لغت نامه دهخدا
سطور. [ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ سطر. ( دهار ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(سُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ سطر.
فرهنگ فارسی
جمع سطر
( اسم ) ۱ - یک خط نوشته یک رده نبشته ۲ - رده صف جمع سطور اسطار.
جمله سازی با سطور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زانچه بر لوح کون مسطور است اولا چشم وی بر آن نور است
💡 سوی معراج حقایق عقل و جان را سلم است شکل و ترتیب سطورش کامده سلم نما
💡 راست چمن هاست در آنجا سطور پر گل شادی و نهال سرور
💡 اسپَزگ یا سپزگ برپایه اسطورههای مزدیسنا دیوی است که میانه مردم را به هم میزند.
💡 نقش شمس الدین تبریزیست جان جان عشق کاین به دفترهای عشق اندر ازل مسطور بود
💡 نویسنده با دقت بسیار زیاد، کلمات خود را در سطور کتاب چید تا بتواند عمیقترین احساسات و مفاهیم فلسفی را به خواننده منتقل کند.
💡 وقتی شما سطور ابتدایی این مقاله علمی را میخوانید، متوجه خواهید شد که موضوع تحقیق بسیار پیچیده و نیازمند مطالعه دقیقتر در منابع مختلف است.
💡 شاعر با استفاده از استعارههای زیبا، سطور اشعار خود را به گونهای آرایش داد که زیباییهای طبیعت را به شکلی بینظیر تصویرگری کرده باشد.