سرج

لغت نامه دهخدا

سرج. [ س َ ] ( ع مص ) دروغ گفتن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
سرج. [ س َ رَ] ( ع مص ) نیکوروی و روشن شدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || دروغ گفتن. ( اقرب الموارد ).
سرج. [ س َ ] ( ع اِ ) زین که بر پشت اسب نهند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( دهار ) ( منتهی الارب ). گفته اند فارسی معرب و اصل آن سرک است. ( المعرب جوالیقی ص 200 ).
سرج. [ س ُ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ سِراج. ( ترجمان القرآن ) ( آنندراج ).
سرج. [ س ُ رُ ] ( اِخ ) نام آبی است متعلق به بنی عجلان. ( معجم البلدان ).
سرج. [ س ِ رِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بناب جو بخش بناب شهرستان مراغه. سکنه 747 تن. آب آن از رودخانه صوفی چای. محصول آن غلات، کشمش، بادام، کرچک. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
سرج. [ س َ ] ( اِخ ) نام پسر ابراهیم خلیل از قنطورا بنت یقطن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(سَ ) [ ع. ] (اِ. ) زین، زین اسب.

فرهنگ عمید

زین.
= سِراج

فرهنگ فارسی

زین، زین که پشت اسب بگذارند، بالاترازسرهنگ
( اسم ) زین ( اسب و غیره ) جمع سروج
نام پسر ابراهیم خلیل از قنطور ابنت یقطن.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۴(بار)

ویکی واژه

زین، زین اسب.

جمله سازی با سرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرسر در زمان جنگ جهانی اول به عنوان سرجوخه موقت در پیشاهنگی لوات خدمت می‌کرد.

💡 موشک نپتون ۸۷۰ کیلوگرم (۱٬۹۲۰ پوند) وزن دارد که ۱۵۰ کیلوگرم (۳۳۰ پوند) سرجنگی است.

💡 در وی سر سرجویان گردان شده از گردن در وی دل جانبازان تنها شده از تن ها

💡 حاصل محو خیالی است پریشان مغزی جام حیرت نگهم بیخود سرجوش خودم

💡 غالب ز تو آن باده که خود گفت نظیری «در کاسه ما باده سرجوش نکردند»

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز