فرهنگ معین
(سَ یَ یا یِ ) ۱ - (اِمص. ) سرودن. ۲ - (اِ. ) آواز دسته جمعی، کُر.
(سَ یَ یا یِ ) ۱ - (اِمص. ) سرودن. ۲ - (اِ. ) آواز دسته جمعی، کُر.
۱ - ( اسم ) عمل سرودن. ۲ - ( اسم ) آواز دسته جمعی کر.
بشب رفتن یا تاثیر و اثر کردن چیزی یا در گذشتن چیزی.
اسم: سرایه (دختر) (فارسی) (تلفظ: sorāye) (فارسی: سرايه) (انگلیسی: soraye)
معنی: آواز دسته جمعی، کر، کُر، به ضم سین، آواز، ترانه
{pavilion , pavillon (fr. )} [عمومی] محل استراحت پزشکان در درمانگاه ها و بیمارستان ها
{tune, bourdon , pedal point} [موسیقی] لحنی ساده که به راحتی قابل سرایش و به تنهایی کامل و منسجم باشد
سرودن.
آواز دستهجمعی، کُر.
💡 و صاحب دیوانی گرگان به سعید صرّاف دادند که کدخدای سپاه سالار غازی بوده بود و خلعت پوشید و بشهر رفت و مالها ستدن گرفت. و سرایها و مالهای گریختگان میجستند و آنچه مییافتند میستدند؛ و اندک چیزی بخزانه میرسید، که بیشتر میربودند، چنانکه رسم است و در چنین حال باشد.
💡 وَ أَخَذَ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ و فرا گرفت آن ستمکاران را بانگ فریشته که بر ایشان زد، فَأَصْبَحُوا فِی دِیارِهِمْ جاثِمِینَ (۶۷) تا در سرایهای خویش افتاده مرده گشتند.
💡 فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ آن گه که عذاب بدر سرایهای ایشان فرو آید، فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِینَ (۱۷۷) بدا بامداد آگاه کردگان بیم نمودگان.
💡 فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فرا گرفت ایشان را بانگ و جنبش فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ بامداد کردند در سرایهای خویش جاثِمِینَ (۷۸) بر وی درافتاده و بر جای مرده.
💡 قومی مفسران گفتند: فقیر و مسکین دو نام است یک قوم را، فکلّ فقیر مسکین و کلّ مسکین فقیر، و دو نام بر ایشان نام نهاد تا دو سهم صدقات بایشان رسانند، و ذلک نظر من اللَّه لهم و رحمة علیهم. کلبی گفت: در عهد رسول خدا فقرا اهل صفه را میگفتند قرب چهارصد مرد بودند که هیچ چیز معلوم نداشتند، متعفّفان بودند که سؤال نمیکردند، و مساکین طوّافان را میگفتند که بدرسرایها میگشتند و سؤال میکردند.
💡 فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فرا گرفت ایشان را زلزله فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ جاثِمِینَ (۹۱) تا بامداد کردند در سرایهای خویش مرده بر روی افتاده.