لغت نامه دهخدا
ساگ. ( اِ ) ساج معرب آن است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). و آن درختی است بزرگ با چوب سیاه و محکم و سنگین و خوشبو و گرانبها، شبیه آبنوس و آن را در بناها و ساختن کشتی و اثاث خانه و تعبیه داروها بکار میبردند. رجوع به ساج شود.
ساگ. ( اِ ) ساج معرب آن است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). و آن درختی است بزرگ با چوب سیاه و محکم و سنگین و خوشبو و گرانبها، شبیه آبنوس و آن را در بناها و ساختن کشتی و اثاث خانه و تعبیه داروها بکار میبردند. رجوع به ساج شود.
[ معر. ] (اِ. ) نوعی خورشت مانند آش که بیشتر در مازندران متداول است.
= ساج٢
( اسم ) درختی است زیبا از تیره شاه پسند دارای برگهایی پهن کامل متقابل که در سطح تحتانی رگبرگهایش کاملا برجسته و نمایانند. گلهایش منظم و دارای آرایش گرزن و خوراکی است. چوب این درخت بسیار مرغوب و مقاوم است و در ساختمان کشتیها بکار میرود دلب هندی.
شماره، ماره
نوعی خورشت مانند آش که بیشتر در مازندران متداول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال ساگان توسو اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال اوراوا رد دیاموندز و باشگاه فوتبال ساگان توسو اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال اوئیتا ترینیتا، باشگاه فوتبال ساگان توسو، باشگاه فوتبال کاشیوا ریسول، باشگاه فوتبال آویسپا فوکوئوکا و باشگاه فوتبال ناگانو پارسیرو اشاره کرد.
💡 آراتا کاساگی (ژاپنی: 笠木 新؛ زادهٔ ۱۱ ژوئن ۱۹۸۰) یک بازیکن فوتبال اهل ژاپن است.
💡 بویی از نافه زلفت به چمن برد صبا مشک ساگشت چمن، خاک عبیر آسا شد
💡 آرساگو سپریو ۱۰ کیلومترمربع مساحت و ۴٬۵۰۸ نفر جمعیت دارد.