( سافلة ) سافلة. [ ف ِل َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث سافل. رجوع به سافل شود. || دبر مردم. ( مهذب الاسماء ). بن مردم. ( منتهی الارب ). المقعدة و الدبر. ( قطر المحیط ). سوراخ. ( دهار ). || سافلة الرمح؛ زیر نیزه. ( دهار ). بن نیزه. ( مهذب الاسماء ). نیمه نیزه که متصل به آهن بن نیزه است. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ) ( قطر المحیط ).
(فِ لَ ) [ ع. سافلة ] (اِ. ) مقعد.
۱. = سافل
۲. دبر، مقعد.
۳. قسمت پایین چیزی.
۴. قسمت پایین نهر.
۵. قسمت پایین نیزه.
مونث سافل، دبر، مقعد، قسمت پایین، قسمت پایین نهر
۱ - مونث سافل. ۲ - دبر مردم بن مردم مقعد.
سافلة
مق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حصنی که به صد تیغ کش آن را نگشاد کلک تو کند عالیهها سافلهها
💡 همچو مهندسان ز حل مشکل چرخ کرده حل پایه برترین محل از درجات سافله
💡 دیدم بیکی چشم زدن کاشان را از زلزله شد عالیه ها، سافله ها
💡 نامزد کن به زمین زلزلهها ساز ازان «عالیها سافلها»
💡 راند چو بر تختهٔ هستی قلم عالیها سافلها زد رقم