ساسانی

لغت نامه دهخدا

ساسانی. ( ص نسبی ) منسوب به ساسان نیای اردشیر و جد سلسله شاهنشاهی ساسانی: دولت ساسانی. سلسله ساسانی. خاندان ساسانیان. سلاطین ساسانی. ساسانیه. آل ساسان. آل اردشیر. بنو ساسان. اکاسره. رجوع به ساسان و ساسانیان شود.
ساسانی. ( ص نسبی ) ( پهلوی... ) زبان دوره ساسانیان. پهلوی جنوبی و جنوب غربی. پارسیک. زبان ساسانی. لهجه متأخر از زبان پهلوی که در دوره حکومت ساسانیان در ایران متداول بوده و این در مقابل پهلوی اشکانی است که لهجه مقدم بر آن بوده است. رجوع به پهلوی ( زبان و خط... ) در این لغت نامه شود.
- کتیبه ساسانی؛ کتیبه بزبان پهلوی ساسانی. سنگ نبشته بازمانده از دوره ٔساسانی.

فرهنگ عمید

۱. مربوط به ساسانیان: سکه های ساسانی.
۲. از نوادگان ساسان: خاندان ساسانی.

فرهنگ فارسی

سلسله خاندان ساسانی.
( صفت ) منسوب به ساسان از خانواده ساسان.
زبان دوره ساسانیان

جمله سازی با ساسانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا چو سامان نبود چه سودم ار گویند که بود جد تو ز ابنای دهر ساسانی

💡 ساسانیان شدند یکی دولت بزرگ نز رومشان تزلزل و نز چینشان زیان

💡 بدو گفت بهرام کز راه داد تواز تخم ساسانی ای بد نژاد

💡 چنین کریم و خردمند و دادگر که توئی چه جای حاتم طائی و شاه ساسانی

💡 سر تخم ساسانیان بود شاه که چون او نبیند دگر تاج و گاه