زویج. [ زَ ] ( اِ ) روده های پر از گوشت و پیه آگنده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). روده هایی که با هم نوردند با پیه. ( از اوبهی ). زونج و روده گوسپند آگنده از گوشت و پیه. ( ناظم الاطباء ). زویش. زیچک. نوعی از خوراک که از قطعات روده گاو یا گوسپند آکنده از پیه و گوشت تهیه کنند. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زونج شود.
(زَ ) (اِ. ) = زویش: نوعی خوراک که از قطعات رودة گاو یا گوسفند آکنده از پیه و گوشت تهیه کنند.
نوعی خوراک که از تکه های رودۀ گاو یا گوسفند پر شده از پیه و گوشت تهیه می شود.
زویش: نوعی خوراک که از قطعات رودة گاو یا گوسفند آکنده از پیه و گوشت تهیه کنند.
💡 فتح تزویج ار دهد نهیش بحکم افتراق رغبت الفت نمی ماند صور را با سواد
💡 چون به جد تزویج دختر گشت فاش دست پیمان و نشانی و قماش
💡 گاه خطبه خواندن تزویج فرخ فال تو بر تنت بوده نثار رحمت از هفت آسمان
💡 گر تورنه، این نکاح بوده است تزویج عرض نجست جوهر
💡 خرد بهر تاریخ تزویج گفتا (دو گوهر بیک عقد دوران کشیده)
💡 و احمد حمادی سرخسی که به ماوراء النهر رفیق من بود مردی محتشم بود. ورا گفتند: «حاجت اید تو را به تزویج؟» وی گفت: «نه.» گفتند: «چرا؟» گفت:«من اندر روزگار خود،غایب باشم از خود، یا حاضر به خود. چون غایب باشم از کونین یادم ناید و اگر حاضر بوم نفس خود را چنان دارم که چون نانی بیاید چنان داند که هزار حور یافته است. پس شغل دل عظیم باشد به هرچه خواهی گو باش.»