زویج

لغت نامه دهخدا

زویج. [ زَ ] ( اِ ) روده های پر از گوشت و پیه آگنده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). روده هایی که با هم نوردند با پیه. ( از اوبهی ). زونج و روده گوسپند آگنده از گوشت و پیه. ( ناظم الاطباء ). زویش. زیچک. نوعی از خوراک که از قطعات روده گاو یا گوسپند آکنده از پیه و گوشت تهیه کنند. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زونج شود.

فرهنگ معین

(زَ ) (اِ. ) = زویش: نوعی خوراک که از قطعات رودة گاو یا گوسفند آکنده از پیه و گوشت تهیه کنند.

فرهنگ عمید

نوعی خوراک که از تکه های رودۀ گاو یا گوسفند پر شده از پیه و گوشت تهیه می شود.

ویکی واژه

زویش: نوعی خوراک که از قطعات رودة گاو یا گوسفند آکنده از پیه و گوشت تهیه کنند.

جمله سازی با زویج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتح تزویج ار دهد نهیش بحکم افتراق رغبت الفت نمی ماند صور را با سواد

💡 چون به جد تزویج دختر گشت فاش دست پیمان و نشانی و قماش

💡 گاه خطبه خواندن تزویج فرخ فال تو بر تنت بوده نثار رحمت از هفت آسمان

💡 گر تورنه، این نکاح بوده است تزویج عرض نجست جوهر

💡 خرد بهر تاریخ تزویج گفتا (دو گوهر بیک عقد دوران کشیده)

💡 و احمد حمادی سرخسی که به ماوراء النهر رفیق من بود مردی محتشم بود. ورا گفتند: «حاجت اید تو را به تزویج؟» وی گفت: «نه.» گفتند: «چرا؟» گفت:«من اندر روزگار خود،غایب باشم از خود، یا حاضر به خود. چون غایب باشم از کونین یادم ناید و اگر حاضر بوم نفس خود را چنان دارم که چون نانی بیاید چنان داند که هزار حور یافته است. پس شغل دل عظیم باشد به هرچه خواهی گو باش.»

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز