زمامداری
زمامداری به معنای رهبری و هدایت یک جامعه یا سازمان است که در آن فردی به عنوان سیاستمدار و پیشوای قوم عمل میکند. این واژه از دو بخش تشکیل شده است: زمام که به معنای مهار یا کنترل و داری به معنای داشتن یا صاحب اختیار است. به عبارتی، کسی که زمام امور را در دست دارد، مسئولیت هدایت و مدیریت آن را به عهده میگیرد. زمامداری در واقع شامل تواناییهایی است که فرد را قادر میسازد تا با استفاده از مهارتهای رهبری، استراتژیهای مؤثری برای سازمان یا جامعه خود تدوین کند. این فرد باید بتواند با درک نیازها و چالشهای موجود، تصمیمات مناسبی اتخاذ کند و دیگران را به سوی اهداف مشترک هدایت کند. در نتیجه، زمامداری نه تنها به معنای کنترل و مدیریت است، بلکه به معنای الهامبخشی و ایجاد همبستگی در میان افراد نیز میباشد.
مترادفها
حکومت، فرمانروایی، مدیریت، ریاست، تسلط
متضادها
فرمانبرداری، پیروی
لغت نامه دهخدا
زمامداری. [ زِ ] ( حامص مرکب ) پیشوایی قوم. || سیاستمداری. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) سیاستمداری، پیشوایی.
فرهنگ فارسی
۱ - پیشوایی قوم. ۲ - سیاستمداری.
ویکی واژه
سیاستمداری، پیشوایی.
جمله سازی با زمامداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یک حاکم موفق باید از تواناییهای بالایی در زمامداری و مدیریت بحرانها برخوردار باشد تا بتواند آرامش و نظم را در میان مردم برقرار کند.
💡 در دوران باستان، زمامداری بر قلمروهای پهناور نیازمند ارتشهای قدرتمند و سیستمهای اداری پیچیده بود تا بتوان حکومت را به طور مؤثر اداره کرد.
💡 توانایی در زمامداری صحیح و عادلانه، یکی از اصلیترین ویژگیهایی است که یک رهبر میتواند با آن اعتماد و احترام همیشگی زیردستان خود را جلب کند.