زبانهای
مترادفها
شعله، زبانه، تکه
فرهنگستان زبان و ادب
{ligulate , strap-shaped, tongue-shaped} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی به شکل نوار و تا حدودی مستطیلی در گیاهان
ویکی واژه
ویژگی بخش یا اندامی به شکل نوار و تا حدودی مستطیلی در گیاهان.
جمله سازی با زبانهای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا عشق آتشی نزند در درون دل از راه سینه کی بدر افتد زبانهای؟
💡 بر جو فلک ز شعلۀ آهم کرانهای ترسم فتد به خرمن ماهت زبانهای
💡 ای صد هزار شمع نشسته بدین امید گرد تنور عشق تو بهر زبانهای
💡 زبان خامهٔ من سوخت زین غزل وحشی مگر زبانهای از آتش نهانم بود
💡 سوز درون کز او جگر من کباب شد بیرون جهد ز هر ته مویی زبانهای
💡 نور رخ او زبانهای زد هم عقل بسوخت هم عبارت
💡 در هنگام آتشسوزی، زبانهای از شعلههای سرخرنگ از میان درهای نیمهباز به بیرون سرک میکشید و محیط اطراف را به شدت گرم میکرد.
💡 در برخی مناطق کوهستانی، زبانهای از خشکی در میان پوشش گیاهی سبز دیده میشود که نشاندهنده خشکسالیهای طولانیمدت در آن منطقه خاص است.
💡 رعد و برق در آسمان تاریک، همراه با زبانهای از نور درخشان، باعث شد که تمام موجودات زنده در جنگل برای لحظهای از ترس ساکت شوند.