زافه. [ ف َ ] ( اِ ) گیاهی باشد شبیه سیر کوهی. ( برهان قاطع ). گیاهی باشد چون سیر کوهی و همچنان بوی ناخوش دارد. ( صحاح الفرس ) ( فرهنگ سروری ):
من یکی زافه بدم خشک و به فرغانه شدم
مورد گشتم تر و شد قامت چون نارونا.ابوالعباس ( از فرهنگ سروری ). || خارپشت را گویند و آن جانوری است. ( لغت فرس اسدی ص 502 ) ( برهان قاطع ) ( فرهنگ جهانگیری ). فارسی قنفذ است. ( فهرست مخزن الادویه ):
روی و ریش و گردنش گفتی برای خنده را
در بیابان زافه ای ترکیب کردی با کشف.( لغت فرس اسدی ).
(فِ ) (اِ. ) گیاهی است شبیه به سیر کوهی که بوی ناخوشی دارد.
( ~. ) (اِ. ) خارپشت.
گیاهی بیابانی شبیه موسیر یا سیر کوهی.
خارپشت، جوجه تیغی.
گیاهی است شبیه به سیر کوهی که بوی ناخوشی دارد.
خارپشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصل بزرگ از بنه هرگز خطا نکرد کس را گزافه چرخ فلک پادشا نکرد
💡 نوشلب زآن منش که خوی بوَد زن بُد و زن گزافهگوی بوَد
💡 بوی برد از جد و گرمیهای او که گزافه نیست این هیهای او
💡 می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا گردن بزن اندیشه را ما از کجا او از کجا
💡 دگر شنیدمکتان ز ماه میکاهد ازینگزافه هم ای ماهروی روی بتاب
💡 میگزیدی صادقان را تا چو رحمت مست شد از گزافه بر سزا و ناسزا میریختی