لغت نامه دهخدا
روکار. ( اِ مرکب ) مقابل توکار، در بنایی و نقاشی و راهسازی و سیم کشی. ( از یادداشت بخط مؤلف ). روی بنا. نمای عمارت. ( فرهنگ فارسی معین ).
روکار. ( اِ مرکب ) مقابل توکار، در بنایی و نقاشی و راهسازی و سیم کشی. ( از یادداشت بخط مؤلف ). روی بنا. نمای عمارت. ( فرهنگ فارسی معین ).
(اِمر. ) نما، نمای ساختمان.
روی بنا، نمای ساختمان.
( اسم ) روی بنا نمای عمارت.
مقابل تو کار. در بنایی و نقاشی و راهسازی و سیم کشی.
روکار ( انگلیسی: Rocar ) شرکت اتوبوس سازی رومانیایی است، که در سال ۱۹۵۱ تأسیس شد.
نما، نمای ساختمان.
💡 پیشگیری از خطا با جلوگیری از ادغام خطاها در یک سیستم سروکار دارد. این امر میتواند با استفاده از روشهای توسعه و تکنیکهای خوب پیادهسازی انجام شود.
💡 نظریهٔ احتمالات به شاخهای از ریاضیات گویند که با تحلیل وقایع تصادفی سروکار دارد.
💡 پیر ما مصلحتاً رو به مجاز آورد است ورنه با زهره وشان هیچ سروکارش نیست
💡 نیست از سنگ دلم، ورنه دعا می کردم کز نکویان به خود ای عشق سروکارش ده
💡 نه خیال خُتنم هست و نه سودای خطا تا مرا، با سر زلف تو سروکاری هست
💡 جز مهر تو ای مه سروکارم به کسی نیست جز خاک سر کوی تو بر سر هوسی نیست