رومی خو

فرهنگ معین

(ص مر. ) کسی که در صورت لزوم خوی و خصلت خود را عوض می کند.

ویکی واژه

کسی که در صورت لزوم خوی و خصلت خود را عوض می‌کند.

جمله سازی با رومی خو

💡 خواه رومی خواه تازی من نخواهم غیر تو از جمال و از کمال و لطف مخدومی بگو

💡 شعر رومی خواند و خندید و گریست یا رب این دیوانهٔ فرزانه کیست؟

💡 هوا چون خاک پای و آز خوک پایگاهت شد خراج از دهر ذمی روی رومی خوی بستانی

💡 ادیانی که روم با آنها بیشترین مشکل را داشت، یکتاپرستی بود - یهودیت و مسیحیت. از آنجا که این ادیان معتقد بودند که فقط یک خدا وجود دارد، آنها پرستش خدایان دیگر را ممنوع کردند. اعضای آنها از ارائه پیشکش به خدایان رومی یا شرکت در جشن‌های مذهبی رومی خودداری می‌کردند که روم آن را نشان دادن وفاداری می‌دانست.

💡 من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم ز غمهای تو میرم یا ز طعن بی غمان سوزم

💡 در پیری و محرومی خوردیم می و خفتیم گر دور ز سرگیری زین پیر خراب اول

آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز