روغ

روغ

واژه «روغ» در زبان فارسی در اصل به‌عنوان صورت تغییریافته و مخفف‌شده‌ی «آروغ» به کار می‌رود و از نظر زبان‌شناختی نمونه‌ای از کاهش آوایی در گفتار عامیانه به شمار می‌آید. در کاربرد رایج، این واژه به خروج گاز از معده از طریق گلو و دهان اشاره دارد که معمولاً پس از خوردن یا آشامیدن رخ می‌دهد. این پدیده از دیدگاه علمی نتیجه تجمع گازهای بلعیده‌شده یا تولیدشده در دستگاه گوارش است که برای تنظیم فشار داخلی معده به بیرون رانده می‌شوند. در متون قدیمی‌تر و نیز در فرهنگ‌های عامه، «آروغ» نه‌تنها به‌عنوان یک واکنش فیزیولوژیک، بلکه گاه به‌عنوان نشانه‌ای از سیری یا رضایت از غذا نیز تلقی شده است. همچنین در برخی منابع لغوی، به حالتی اشاره دارد که صدای خارج‌شده از گلو پس از مصرف غذاها یا نوشیدنی‌های گوارا، با طنین و کیفیت خاصی همراه باشد. این صدا می‌تواند بسته به شرایط معده، نوع خوراک و وضعیت فرد، شدت و کیفیت متفاوتی داشته باشد. در زبان محاوره‌ای، برای این پدیده واژگان دیگری مانند «آروغ ورک» و «رجغک» نیز به کار رفته که نشان‌دهنده تنوع بیانی در فرهنگ گفتاری است.  بررسی این واژه نشان می‌دهد که چگونه یک پدیده زیستی ساده در بستر زبان و فرهنگ، معانی و کاربردهای گسترده‌تری پیدا می‌کند.

لغت نامه دهخدا

روغ. ( اِ ) آروغ. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جهانگیری ). مخفف آروغ است که از راه گلو برمی آید. ( آنندراج ) ( برهان ) ( از شعوری ج 2 ورق 24 ). بادی که از گلوی مردم به خوردن فقاع و یا چیزی گوارا به آواز بیرون آید و آنرا آروغ ورک و رجغک نیز گویند. ( از شرفنامه منیری ). و رجوع به آروغ و مترادفات دیگر شود. || بینی کوه. ( از برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ).
روغ. [ رَ ] ( ع مص ) پویه دویدن روباه. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). و رجوع به رَوَغان شود. || میل کردن به دل. ( از ناظم الاطباء ). میل به دل یا عام است. قال اﷲ تعالی: فراغ الی اهله. ( قرآن 26/51 ). ( ناظم الاطباء ). میل کردن و گریختن. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از برهان ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || برگردیدن از چیزی و روی آوردن بر کسی به بهانه ای. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
- روغی جَعارِ و فی المثل: روغی جعار؛ او انظری این المفر. ( منتهی الارب ). به صیغه امر کلمه ای است که در وقت فرار بددل و خضوع او گویند. ( از ناظم الاطباء ).
|| در عربی حیله روباه و حیله کردن کسی. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از برهان ). روبه بازی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). || پنهان بسوی چیزی رفتن. ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ معین

(اِ. ) آروغ.

فرهنگ عمید

= آروغ

فرهنگ فارسی

پویه دویدن روباه. یا میل کردن به دل

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی رَاغَ: میل کرد - توجه کرد - سراغِ آنها آمد-به صورت محرمانه آمد (بعضی گفتهاند: میل کردن به یکسو به منظور خدعه است.در عبارت "فَرَاغَ إِلَیٰ أَهْلِهِ فَجَاءَ "یعنی:سپس محرمانه نزد اهل خود رفت از مصدر روغ به معنای این است که انسان طوری از حضور حاضران برود که...
تکرار در قرآن: ۳(بار)
میل بر سبیل حیله. و طریق رائغ آن است که مستقیم نباشد گویند «راوغ فلان فلاناً و راغ فلان الی فلان» یعنی برای حیله به سوی او میل کرد (راغب) در مجمع آن را میل از جهتی گفته است. یعنی به سوی خدایان آنها میل کرد و رفت و گفت آیا نمی خورید... پس میل کرد بر بتان و آنها را با دست راستش میزد. راغب گوید «علی» در آیه بعدی برای تفهیم استعلا است.. از راغ معلوم می‏شود که ابراهیم علیه السلام نخواسته میهمانان بدانند که برای طعام آوردن می‏رود. این کلمه در کلام اللّه مجید فقط سه دفعه است.

ویکی واژه

آروغ.

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز