لغت نامه دهخدا
( رهیة ) رهیة. [ رَ هی ی َ ] ( ع اِ ) طعامی است که خوشه ها بدست مالیده، دانه برآورده، کوفته و با شیر آمیخته، طبخ دهند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ). گندم به شیر پخته. ( مهذب الاسماء ).
( رهیة ) رهیة. [ رَ هی ی َ ] ( ع اِ ) طعامی است که خوشه ها بدست مالیده، دانه برآورده، کوفته و با شیر آمیخته، طبخ دهند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ). گندم به شیر پخته. ( مهذب الاسماء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلیح و درم خواست و اسپ ورهی همان تاج و هم تخت شاهنشهی
💡 نصیب سایل را این بس است گفت رهی هزار چندین امید دارم از خرطال
💡 همه پارس او را شده چون رهی همیبود با تاج شاهنشهی
💡 چون نه خوفت بماند و نه رجا برهی هم ز زنار و هم ز نیاز
💡 از همدمی سایه ی او مهر به خجلت وز همرهی هودج او باد بزندان
💡 اگر خشتی از دستش افتد به روم شوندش رهی هر کز آن مرز و بوم