رهاساز

مترادف‌ها

آزادکننده، رهاکننده

فرهنگستان زبان و ادب

{dispenser} [علوم نظامی] وسیله ای در هواگَرد که با آن مهماتی مانند خاشه و منور را حمل و رها می کنند

جمله سازی با رهاساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بگذر از جسم تا به جان برسی این رهاساز تا به آن برسی

💡 باب سه توله-یتیم خرس پیدا می‌کند و شروع به بزرگ‌کردن آن‌ها می‌کند و قصد دارد به آن‌ها مستقل بودن را آموزش دهد. با این حال، در این روند او به آن‌ها وابسته می‌شود و باعث می‌شود در تصمیم خود برای رهاسازی آن‌ها به طبیعت تزلزل کند.

💡 ۱. اسیدکلریدریک معده و اسیدهای موجود در مواد غذایی که سبب رهاسازی آهن از مواد غذایی و آزاد شدن آن می‌گردد.

💡 در سیستم‌های مکانیکی پیشرفته، این قطعه به عنوان یک رهاساز عمل می‌کند که در زمان مشخصی انرژی ذخیره شده را به طور ناگهانی آزاد می‌سازد.

💡 شاعر معتقد بود که هنر می‌تواند به عنوان یک رهاساز برای روح انسان عمل کند و او را از بند رنج‌های دنیای مادی نجات دهد.

💡 این ماده شیمیایی در واقع یک رهاساز کند برای دارو در بدن است که باعث می‌شود اثرات درمانی آن برای مدت طولانی‌تری باقی بماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران