رخ دادن

لغت نامه دهخدا

رخ دادن. [ رُ دَ ] ( مص مرکب ) حادث شدن. روی دادن. اتفاق افتادن. ( یادداشت مؤلف ). پیش آمدن. واقع شدن و حادث شدن. ( فرهنگ نظام ). عارض شدن. روی آور شدن. ( ناظم الاطباء ): حوادث بدی برای ما رخ داد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

حادث شدن روی دادن اتفاق افتادن

جمله سازی با رخ دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هدف ای جینگ فهمیدن تغییراتی است که هر لحظه در حال رخ دادن هستند، به طوری که هر کس بتواند آن‌ها را به درستی ببیند و رفتار هماهنگ و متناسب با هر لحظه را تشخیص داده و به آن عمل کند.

💡 مسائل مرتبط با این رویداد در بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ رخ دادند. تلاطم در بازار ارز در ایران از ابتدای سال ۱۳۹۰ آغاز شد.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز