کلمه دلنشین از ترکیب دل و نشین به وجود آمده و به معنای چیزهایی است که موجب شادی و روشنی دل میشوند و احساس خوشایندی را به وجود میآورند و به معنای آن دسته از چیزهایی به کار میرود که میتوانند شادی و روشنی را به دل انسانها هدیه دهند. این کلمه به خوبی احساس خوشایند و دلپذیری را که برخی از تجربیات و لحظات زندگی برای ما به ارمغان میآورند، توصیف میکند. در واقع، دلچسب بودن یک شیء، یک صدا، یک مکان یا حتی یک کلام، میتواند تاثیر عمیقی بر روحیه و احساسات ما بگذارد. این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارد و به توصیف زیباییها و لطافتهای زندگی کمک میکند. چیزهایی که دلنشین هستند، به نوعی میتوانند ما را از غمها و نگرانیهای روزمره دور کنند و آرامش و خوشحالی را به زندگیمان بازگردانند. مثلاً، یک آهنگ دلنشین میتواند ما را به یاد لحظات شیرین زندگی بیندازد و یا یک منظره طبیعی زیبا میتواند احساس شگفتی و سرزندگی را در ما ایجاد کند.
دلنشین
لغت نامه دهخدا
دل نشین. [ دِ ن ِ ] ( نف مرکب ) دل نشیننده. نشیننده بر دل. آنچه بر دل نشیند. مرغوب و پسندیده. ( آنندراج ). مطبوع. مقبول. خوش آیند. ( ناظم الاطباء ). دلپذیر. خوش آیند:
زن خوش منش دلنشین تر که خوب
که پرهیزگاری بپوشد عیوب.سعدی.تا جای غیر پهلوی آن نازنین نبود
هرگز میانه من و او دل نشین نبود.تأثیر ( از آنندراج ).تیری نزد به غیر که از من خطا شود
آن دلفریب هرچه کند دل نشین کند.تأثیر ( از آنندراج ).- دل نشین شدن؛ مطبوع شدن:
دل نشین شد سخنم تاتو قبولش کردی
آری آری سخن عشق نشانی دارد.حافظ.|| مؤثر.
فرهنگ معین
(دِ. نِ ) (ص فا. ) ۱ - خوش آیند، آن چه در دل نشیند. ۲ - مؤثر.
فرهنگ عمید
آنچه در دل نشیند، دل پسند، خوشایند، مرغوب، مطبوع.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه در دل نشیند مرغوب خوش آیند. ۲ - موثر.
فرهنگ اسم ها
اسم: دلنشین (دختر) (فارسی) (تلفظ: del nešin) (فارسی: دلنشين) (انگلیسی: del neshin)
معنی: خوش آیند، آن چه در دل نشیند، مؤثر، ( به مجاز ) خوشایند و پسندیده
ویکی واژه
خوش آیند، آن چه در دل نشیند.
مؤثر.
جمله سازی با دلنشین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وان دگر آشفته کز اشعار نغز دلنشین می برد آشفتگی بیرون ز طبع انجمن
💡 یکی خانه بخشم به یثرب زمین تو را دلنشین همچو خلد برین
💡 دلنشین خویش مأوایی نداشت تا درو منزل کند جایی نداشت