دفاع کردن

مترادف‌ها

حمایت کردن، پشتیبانی کردن، پاسداری کردن

متضادها

حمله کردن

لغت نامه دهخدا

دفاع کردن. [ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دفع شر نمودن. ( ناظم الاطباء ). دفع تعرض کردن.
- دفاع کردن از خود؛ صیانت نفس کردن در مقابل تعرض دیگری.

فرهنگ فارسی

دفع شر نمودن.

ویکی واژه

difendere

جمله سازی با دفاع کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در حالیکه عمل دفاع کردن به این معنی است که حذف اجباری یا اجباری از یک دشمن، و اصطلاح گاهی اوقات به این معنی استفاده می‌شود، همچنین نشان می‌دهد که پنجره‌ها را در فرایند شکسته می‌شود (همچنین به معنای حذف می‌باشد).

💡 اشپر به دلیل جرایم جنگی و جرایم علیه بشریت گناهکار شناخته شد گرچه از دو اتهام دیگر تبرئه شد. او در ۱ اکتبر ۱۹۴۶ به ۲۰ سال زندان محکوم شد. در حالی که سه نفر از هشت قاضی (دو شوروی و یک آمریکایی) ابتدائاً از مجازات مرگ برای او دفاع کردند، دیگر قضات چنین نکردند و توافق بر سر مجازات «پس از دو روز بحث و قدری مذاکرات پیچیده» حاصل شد.

💡 فریدمن همچنین رابطه بین بیکاری و تورم را در منحنی فیلیپس به چالش کشید. فریدمن و ادموند فلپس (که پول‌گرا نبود) یک نسخه تکمیل شده از منحنی فیلیپس ارائه دادند که امکان جابجایی پایدار بلند مدت بین تورم و بیکاری را حذف کرده بودند. [نیازمند منبع] زمانی که شوک نفتی در دهه ۱۹۷۰ بیکاری و تورم عظیمی ایجاد کرد فریدمن و فلپس از مدل خود دفاع کردند.

💡 در اردیبهشت ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران در یک سخنرانی از علی شریعتی دفاع کرد. وی به همراه موسی صدر، از معدود روحانیونی بودند که از شریعتی دفاع کردند.

💡 هر شهروند مسئولیت دارد که در برابر هرگونه تجاوز به حقوق مدنی و آزادی‌های فردی، با تمام توان و با استفاده از روش‌های قانونی دفاع کردن.

💡 تیم فوتبال با استراتژی دفاع کردن در برابر حملات مداوم حریف، توانست در نهایت بازی را با نتیجه مساوی به پایان برساند و از شکست جلوگیری کند.

💡 برای دفاع کردن از حقوق خود در دادگاه، حتماً باید از یک وکیل مجرب و متخصص در زمینه قوانین مربوطه کمک گرفته شود تا عدالت برقرار گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران