دریافت غذا

مترادف‌ها

تغذیه، خوردن، میل کردن

متضادها

دادن غذا، عرضه غذا

فرهنگستان زبان و ادب

{food intake} [تغذیه] مقدار غذای مصرفی در مدت زمان معین، معمولاً یک شبانه روز

ویکی واژه

مقدار غذای مصرفی در مدت‌زمان معین، معمولاً یک شبانه‌روز.

جمله سازی با دریافت غذا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آزمایش‌های برحاس فردریک اسکینر، موش یا کبوتری را در جعبه‌ای (جعبهٔ اسکینر) قرار می‌دادند. جعبه دارای اهرم‌های متفاوتی بود که موجب دریافت غذا یا آب؛ یا برعکس موجب شوک الکتریکی می‌شدند. حیوان در جعبه به اکتشاف دست می‌زد و گاهی تصادفاً میلهٔ تعبیه شده را فشار می‌داد.

💡 سیستم جدید توزیع کمک‌های بشردوستانه به گونه‌ای طراحی شده است که فرآیند دریافت غذا توسط خانواده‌های آسیب‌دیده با سرعت و دقت انجام شود.

💡 در بیمارستان، زمان دقیق دریافت غذا برای بیماران بسیار مهم است تا روند درمان و تغذیه صحیح آن‌ها تحت نظارت کادر پزشکی قرار گیرد.

💡 پس از اتمام ساعت کاری، کارگران در صف‌های منظم ایستادند تا بتوانند دریافت غذا و وعده غذایی گرم خود را به طور رایگان انجام دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران