فرهنگ فارسی
( در آخر ) در انجام در پایان عاقبت مقابل در آغاز.
( در آخر ) در انجام در پایان عاقبت مقابل در آغاز.
infine
💡 به زمان حسن یوسف چه خلاص بوده دوران ز تو که آفت زمینی و در آخر الزمانی
💡 بگیر جان و بده بوسه ای در آخر حسن که این متاع درین چند روز شیرین است
💡 این شهر در آخرین آمارها مساحتی برابر ۴۸۰۰ کیلومتر داشته.[نیازمند منبع]
💡 گر به بدنامی کشد کارم در آخر دور نیست من که نشنیدم در اول پند نیک اندیش را
💡 میسپارد. در پایان کتاب در مییابیم ازمی با کنت الاف همدست بوده است و در آخر وقتی هویت او مشخص میشود همراه کنت الاف فرار میکند.