فرهنگ فارسی
( آتش شدن ) ( مصدر ) ۱ - گرم شدن ( آب ). ۲ - آشوب بر خاستن شور و غوغا بهم رسیدن.
( آتش شدن ) ( مصدر ) ۱ - گرم شدن ( آب ). ۲ - آشوب بر خاستن شور و غوغا بهم رسیدن.
آتششدن
بکار افتادن چیزی یا روشن کردن آتش در آن. سماور آتش میشد. «اسلامی ندوشن»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دو از دیدار آتش خوش شدند دست هم بگرفته در آتش شدند
💡 گریزی به هنگام زن زود نیست در آتش شدن کار هر دود نیست
💡 وجود خویش را اینجا فروزان در آن آتش شدند از عشق سوزان
💡 شخص جم ار مرده وار زنده بود بر سر آتش شدن ارزنده بود
💡 و گفت: غافل بودن از خدای سختتر از آنکه در آتش شدن.
💡 قرب چیست اندر بر آتش شدن یا چو پروانه شدن تا خوش شدن