اشپیل

لغت نامه دهخدا

اشپیل. [ اِ ] ( اِ ) بلغت اهالی گیل تخم ماهی است، چون آنرا از شکم ماهی برآرند و گیلانیان همگی برغبت از آن خورش کنند. ( انجمن آرای ناصری ). اشبل. اشپل. اشبیل.

فرهنگ معین

(اِ پِ ) (اِ. ) تخم ماهی.

ویکی واژه

تخم ماهی.

جمله سازی با اشپیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سازهای کوبه ای آدامز شامل تیمپانی، ماریمبا، زیلوفون، ویبرافون، گلوکن‌اشپیل، زنگوله نواری، طبل بزرگ، صفحه‌های زنگ، تخته معابد و سخت‌افزار درام می‌باشد، در حالی که طیفی از سازهای بادی برنجی شامل ترومپت، فلوگل‌هورن، کورنت، ترومبون، یوفونیوم و توبا را نیز تولید می‌کند.

💡 او و همسرش «یانینا» بودند که در دوران اشغال لهستان توسط نیروهای آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم، به پیانیست یهودی لهستان ووادیسواف اشپیلمان پناه دادند.