لغت نامه دهخدا
امیرالبحر. [ اَ رُل ْ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) دریاسالار. دریادار.
- امیرالبحر دوم؛ دریابان.
- امیرالبحر سوم؛ دریادار. ( از یادداشت مؤلف ).
و رجوع به آدمیرال و امیرال شود.
امیرالبحر. [ اَ رُل ْ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) دریاسالار. دریادار.
- امیرالبحر دوم؛ دریابان.
- امیرالبحر سوم؛ دریادار. ( از یادداشت مؤلف ).
و رجوع به آدمیرال و امیرال شود.
= دریاسالار
دریاسالار
( اسم ) ۱ - دریا سالار ۲ - دریابان ۳ - دریا دار.
دریا سالار. دریا دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلیل طور غود والا گهر امیرالبحر یگانه عاصم معصوم ذیل دانشور
💡 بودم که ادن میگفت دیشب به امیرالبحر بحریهٔ ما را کار چون فرفره بایستی
💡 دیروز امیرالبحر می گفت به چنبرلن از بهر دفاع ملک مالی سره بایستی