فرهنگ فارسی
( آهن ربایی ) ( صفت ) منسوب به آهن ربا آنچه مربوط به آهن ربا باشد. یا طیف آهن ربایی.
( آهن ربایی ) ( صفت ) منسوب به آهن ربا آنچه مربوط به آهن ربا باشد. یا طیف آهن ربایی.
(فیزیک): مربوط به آهنربا، نیروی آهنربایی.
خاصیتی که آهنربا دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از پی جای لنگر گرفتن به از سرب، آهنربایی نبینم
💡 زمانی که جریان در سیم پیچ قطع میشود، اکثر حوضههای مغناطیسی نظم خود را از دست میدهند و به جهتی تصادفی میچرخند و میدان از بین میرود. هرچند، مقداری از نظم به خاطر اینکه حوضهها بر ای چرخاندن میدان مغناطیسی خود با مخالفت رو به رو میشوند، باقی میماند و هسته را دارای خاصیت آهنربایی دایمی ضعیفی باقی میگذارد. به این پدیده پسماند مغناطیسی میگویند.
💡 برآن بودم که از آهن کنم دل ندانستم که تو آهنربایی