لغت نامه دهخدا
خواستگاری نمودن. [ خوا / خا ن ُ /ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) طلب نامزدی کردن برای زناشویی و عروسی. ( ناظم الاطباء ). طلب عروسی و زناشویی از دختری کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). خواستگاری کردن.
خواستگاری نمودن. [ خوا / خا ن ُ /ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) طلب نامزدی کردن برای زناشویی و عروسی. ( ناظم الاطباء ). طلب عروسی و زناشویی از دختری کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). خواستگاری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «جفری مانوس» ۲۹ ساله هنوز در خانهٔ مادر خود «جان» زندگی میکند. او هیچ دلیلی برای تغییر وضعیت خود نمیبیند تا اینکه مادرش با «مرت»، سخنگویی با انگیزه آشنا میشود. «مرت» با موفقیت از «جان» خواستگاری کرده و وارد قلمروی او میشود، چیزی که «جفری» نمیتواند تحمل کند و…
💡 این قهوه دادن همواره به همراه قوانینش در اکثر مراسمهای رسمی و غیررسمی به خصوص در مراسم خواستگاری، مهمانیهای رسمی منجمله عید فطر و در مراسم سوگواری اجرا میشود. دلههای قهوه، فنجانهای مخصوص و کوچکی دارند.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به نامحدود، اسکورپین، خواستگاری، چشم عقاب، فراتر از پیشتازان فضا، مأموریت غیرممکن ۳، پیشتازان فضا، پیشتازان فضا به سوی تاریکی، هاوایی فایو-زیرو، زینا: شاهدخت جنگجو، تغییرشکلدهندگان: پرایم و فرینج اشاره نمود.
💡 در برخی روایت اهلسنت مواردی نیز معین شدهاست که جایز است زن چهره را آشکار کند؛ از آن جمله خواستگاری، معالجه توسط نامحرم شهادت در دادگاه، و حالت احرام در حج و عمرهاست.
💡 تورا سان با عمویش درگیر میشود و دوباره راهی جاده میشود. او در کیوشو با زن جوانی به نام «کیکو» (یوکو تاناکا) و جانورشناس و کارمند باغ وحش، خجالتی به نام سابورو آشنا میشود و سعی میکند تا زمانی که همه به توکیو برمیگردند، بین آنها برای انجام خواستگاری کمک کند.
💡 خاله آلیشیا تصمیم می گیرد که زمان ورود جیجی به جامعه رسیده است. پس از آراستنش، او را به عنوان یک زن جوان به گاستون معرفی میکند. او در ابتدا نسبت به این تفاوت بیمیل است اما به تدریج متوجه میشود که جذب جیجی شده است و او را با خود به شهر میبرد. در طی شب، گستون پوچی زندگی خود را میبیند و خواستار چیز بیشتری میشود. گستون از جیجی خواستگاری میکند و او با خوشحالی میپذیرد.