آشفته کار
مترادفها
پریشانحال، ناآرام، آشفته
متضادها
آرام، منظم
ویکی واژه
آشفتهکار
ویژگی آنکه امور زندگیش مختل و بینظم است، و به مجاز، عاشق پریشان احوال. آشفته کاری. کی رسد آشفتگی از روزگارِ بوالعجب/ آنچه از چشمت بدین آشفته کاران میرسد. «عطار نیشابوری
جمله سازی با آشفته کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاجیان گفتند ای آشفته کار او کجا در خانه باشد شرم دار
💡 سایلی گفتش که ای آشفته کار عشق چه بود سر این کن آشکار
💡 ز زلفت کار من آشفته تر گشت چه گیری بر دل از آشفته کاری
💡 رسن بازی کنم با سنبلت لیک پریشانم که بس آشفته کاریست
💡 اگر در دل ز فاروقت غباریست ترا در راه دین آشفته کاریست
💡 فلک دیوانهای بیهوده گرد است جهان شوریدهای آشفته کار است