آبدانه

فرهنگ معین

( آب دانه ) (نِ ) (اِ. ) تاولی کوچک در پوست حداکثر به بزرگی ته سنجاق و حاوی مایعی روشن. (فره ).

فرهنگستان زبان و ادب

آبدانه
{vesicle , vesicula} [پزشکی] تاولی کوچک در پوست، حداکثر به بزرگی ته سنجاق و حاوی مایع آبگون (serous fluid )

دانشنامه آزاد فارسی

آب دانه. آب ْدانِه (vesicle)
کیسۀ کوچکی حاوی مایع. این واژه در پزشکی در مورد تاول یا کنده شدن لایۀ بیرونی پوست (روپوست) و تجمع مایع حاوی سروز در زیر آن به کار می رود.

ویکی واژه

تاولی کوچک در پوست، حداکثر به بزرگی ته سنجاق و حاوی مایع آبگون (serous fluid).

جمله سازی با آبدانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فَأَنْبَتْنا فِیها حَبًّا (۲۷) رویانیدیم در آن بآن آبدانهای آرد.

💡 از این گونه آودونها در رشته‌کوه‌های شمال «کوه ناخ» و رشته کوه‌های جنوب کوخرد «کوه زیر» زیاد وجود دارد که بعد از باریدن باران پراز آب می‌شود، بعضی از این آبدانها در طول سال آب دارند مانند «آدون گِردُو» در نرگ بست گز.

💡 از این گونه آودونها در رشته کوه‌های شمال «کوه ناخ» و رشته کوه‌های جنوب کوخرد « کوه زیر » زیاد وجود دارد که بعد از باریدن باران پراز آب می‌شود، بعضی از این آبدانها در طول سال آب دارند مانند « آدون گِردُو » در نرگ بست گز.

💡 در خانه‌های قدیمی و سنتی، استفاده از یک آبدانه سفالی بزرگ برای نگهداری آب آشامیدنی در روزهای بسیار گرم تابستان، یک امر بسیار رایج و معمول بود.

💡 او با دقت تمام، آب خنک را از داخل آبدانه برداشته و در ظرف‌های کوچک تقسیم کرد تا برای میهمانان در طول مراسم آماده باشد.

💡 در فرهنگ‌های باستانی، آبدانه نه تنها وسیله‌ای برای ذخیره آب، بلکه بخشی از عناصر تزئینات کاربردی و زیبایی‌شناختی ظروف خانگی در آن دوران محسوب می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران