آتش تاب

لغت نامه دهخدا

( آتش تاب ) آتش تاب. [ ت َ ] ( نف مرکب ) گلخنی. تون تاب.

فرهنگ عمید

( آتش تاب ) ۱. کسی که مواد سوختنی در کوره می ریزد، تون تاب، گلخنی.
۲. کوره.

فرهنگ فارسی

( آتش تاب ) گلخنی تون تاب

ویکی واژه

آتش‌تاب
گلخنی؛ جایی که در آن آتش روشن می‌کنند مانند آتشدان و تون حمام.

جمله سازی با آتش تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می‌گردد ز برق تیشهٔ من کوه آهن آب می‌گردد

💡 نشان جست ازان آتش تابناک که چون می‌دمد روشنی زان مغاک

💡 تا بهر حالی از آب نروید آتش تابهر رویی از خاک نبارد باران

💡 گریه می آید مرا بر حال طغرا همچو شمع هر کجا با خوی آتش تاب می بینم ترا

💡 چون آتش و آب از بدی پاکم و ناب چون آب صفا دارم و چون آتش تاب

💡 شب تیره بی آتش تابناک بدی روشن آن خانه چون روز پاک

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز