آتش‌زن

مترادف‌ها

آتش‌افروز

متضادها

آتش‌نشان

ویکی واژه

آتش، آتش زدن.
(علوم زمینی): آتش‌زنه.

جمله سازی با آتش‌زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آتش‌زنه را بسی شرر صرف شود کز یک شررش، سوخته‌ای درگیرد

💡 بر در می‌خانه این غلغل و آن طنطنه چیست؟ بیاور چراغ، پیش نه آتش‌زنه

💡 مزن دستم به دل ترسم بسوزد آستین تو که همچون سنگ آتش‌زن شررها در جگر دارم

💡 برهمن‌ گو ببر زنار و زاهد سبحه آتش‌زن غرور ناز دارد بی‌نیاز از کفر و اسلامش

💡 بترس از اشک گرمم سنگدل بیداد کمتر کن که در صد خرمن آتش‌زن شراری کرده‌ام پیدا

💡 ضمیرم نه زن، بلکه آتش‌زن است که مریم‌صفت بکرِ آبستن است

💡 پلیس پس از تحقیقات گسترده توانست فرد آتش‌زن را که مسئول تخریب ساختمان‌های قدیمی شهر بود، در کمینه زمان ممکن دستگیر کند.

💡 اقدامات احتیاطی و سیستم‌های اعلام حریق پیشرفته برای جلوگیری از اقدامات خرابکارانه افراد آتش‌زن در اماکن عمومی بسیار حیاتی و ضروری هستند.

💡 دادگاه حکم سنگینی را برای آن فرد آتش‌زن صادر کرد تا از وقوع چنین حوادث ناگوار و خسارات مالی جبران‌ناپذیری در آینده جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران