احقاق. [ اِ ] ( ع مص ) بر حق بداشتن. ( تاج المصادر ). بحقیقت بدانستن. ( تاج المصادر ). درست دانستن و یقین کردن امری را. ( منتهی الارب ). || بسه سال کامل رسیدن بَکره و حقه گردیدن. || حق گفتن. ( منتهی الارب ). || احقاق رَمیة؛ کشتن شکار را. || غلبه کردن کسی را بحق. || واجب کردن چیزی را. ( منتهی الارب ). واجب بکردن. ( تاج المصادر ). درست و راست کردن چیزی. || احقاق حذَر کسی؛ کردن آنچه را که او از آن حذَر داشت. || نزدیک کسی شدن. ( تاج المصادر ). || فربه شدن اشتر. ( تاج المصادر ). || غلبه. پیروزی. || اثبات. احکام. تصحیح.
- احقاق حق؛ رسانیدن حق بمستحق. حکم به محق بودن او کردن.
احقاق. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حُقّه.
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) مطالبة حق کردن، به حق حکم کردن.
مطالبۀ حق کردن.
مطالبه حق کردن، برحق داشتن، بحق حکم کردن، واجب گردانیدن، حق گفتن
( مصدر ) برحق بداشتن درست دانستن و یقین کردن امری را. یا احقاق حق. ۱ - رسانیدن حق به مستحق. ۲ - حکم به محق بودن مستحق کردن. ۳ - حق خود را گرفتن و بدست آوردن.
جمع حقه
مطالبة حق کردن؛ به حق حکم کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تلاش برای ارتقای جایگاه زنان در سال ۱۹۳۴، درست پس از سفر رضاشاه به ترکیه آغاز شد. تا پیش از حکومت رضاشاه، قوانین به مردان اجازهٔ حکومت بر زنان را میداد. اگرچه اقدامات رضاشاه نتوانست اصلاحات اساسی برای احقاق حقوق زنان انجام دهد ولی او این حقوق را از راههای دیگری همچون گسترش سیستم آموزشی و دعوت از زنان برای ساختن ایران و کار در شغلهایی چون معلمی بهبود داد.
💡 در نتیجه واگذاری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفتتپه، اعتراضات و اعتصابات گسترده کارگران در استان خوزستان شکل گرفت. احمد نادری در پی مخالفتهای جدی خود با سیاستهای اقتصاد نئولیبرالی و خصوصیسازیهای ناعادلانه و احقاق حقوق کارگران به ماجرای پروندة کشت و صنعت نیشکر هفتتپه ورود کرد.
💡 اول: «تظلم» و «استغاثه» کردن در نزد کسی که احقاق حق او تواند کرد، و انتقام ظلمی که بر او شده تواند کشید، یا اعانت او را تواند نمود ولیکن شرط آن است که در شکایت ظالم، به خصوص ظلمی که بر او واقع شده اکتفا نماید و زبان به اظهار عیبی دیگر از آن ظالم نگشاید.