واژه «اشیاع» به معنای پیروان، یاران و کسانی است که از یک رهبر، گروه یا شخصیت تبعیت میکنند و نقش حمایتی، همراهی و انسجام اجتماعی را بر عهده دارند. این واژه جمع «شیع» است و در متون قدیم و منابع ادبی و تاریخی به کسانی اشاره دارد که همگام با رهبر خود در امور اجتماعی، نظامی یا سیاسی حرکت میکنند و به نوعی نشاندهنده شبکهای از وفاداران و انصار است. در متون قرآنی و تفاسیر، «اشیاع» گاهی به افرادی گفته میشود که مانند دیگران عمل میکنند یا پیروی میکنند، اما در متون تاریخی و ادبی بیشتر بار معنایی اجتماعی و سیاسی دارد و به جمعی اطلاق میشود که به همراهی و حمایت رهبر یا شخصیت برجسته متعهد هستند. این افراد میتوانند شامل اولاد، خدم، پیروان و یاران نزدیک باشند و نقش آنها در مدیریت امور، همراهی در جنگ، یا شرکت در مراسم و مناسبتهای اجتماعی برجسته است. اصطلاح «اشیاع» نشاندهنده ساختار قدرت، روابط اجتماعی و هویتی است که فرد را در چارچوب گروه و جامعه تعریف میکند. در ادبیات کلاسیک، اشیاع بهعنوان همراهان وفادار و شبکهای از حمایتکنندگان شخصیتهای برجسته دیده میشوند و نقش کلیدی در بقا و قدرت آنها دارند. بنابراین، این واژه نه تنها مفهوم جمعی و حمایتی دارد، بلکه نمایانگر روابط تعهدی، هویتی و اجتماعی میان رهبر و پیروان اوست و اهمیت آن در تحلیل متون تاریخی، ادبی و حقوقی غیرقابل چشمپوشی است.
اشیاع
لغت نامه دهخدا
اشیاع. [ اَش ْ ] ( ع اِ ) ج ِ شَیْع، بمعنی مثل و مانند. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ِ شیع، بمعنی مقدار و مثل... و منه: کما فُعِل َ باشیاعهم ( قرآن 54/34 )؛ یعنی کسانی که همانند ایشان بودند. ( از المنجد ). و رجوع به شَیْع شود. مانندها و مثلها. ( فرهنگ نظام ). || ج ِ شیعه، بمعنی اتباع و انصار. ( از المنجد ). گروههای دوستان. ج ِ شیعه. ( از لطایف ) ( غیاث ). ج ِ شیعه، بمعنی پیروان و یاران. ( از منتهی الارب ). پس روان. هوی خواهان. و رجوع به شیعه شود: درود و سلام و تحیات و صلوات ایزدی بر ذات معظم وروح مقدس مصطفی و اهل بیت و اصحاب و اتباع و یاران و اشیاع او باد. ( کلیله و دمنه ). بعد از آن او را باتمامت اتباع و اشیاع بکشتند. ( رشیدی ). اولاد و اعضاءو اتباع و اشیاع خویش را حاضر کرد و به انواع نصایح و ابواب مواعظ ایشان را تسکین داد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 39 ). از سر نخوت و سکرت غرور بکثرت اتباع و اشیاع خویش از شهر بیرون آمد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 258 ). رؤس آن اشیاع و وجوه آن اتباع از نایافت قوت و مسکه زندگانی مستغاث کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 17 ). مدار کار و حل و عقد اتباع و خدم و اشیاع و حشم برو منقوض بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 15 ). قاضی ابوالعلا صاعدبن محمد و سایر اشیاع این امیر قاضی را قسط اوفر است از احزان و نصیب اکبر است از اشجان. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 459 ). او را بکلی با اتباع و اولاد و اشیاع و اجناد... نیست گردانید. ( جهانگشای جوینی ).
وآن امیران دگر اتباع تو
کرد عیسی جمله را اشیاع تو.مولوی.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ شیعه، پیروان.
فرهنگ عمید
= شیعه
فرهنگ فارسی
پیروان، یاران، جمع شیعه
( اسم ) جمع شیعه پیروان یاران. اشیاف ( اسم ) جمع شیاف شیافها.
ویکی واژه
جِ شیعه؛ پیروان.
جمله سازی با اشیاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درود و سلام و تحیت وصلوات ایزدی بر ذات معظم و روح مقدس مصطفی و اصحاب و اتباع و یاران و اشیاع او باد، درودی که امداد آن به امتداد روزگار متصل باشد، نسیم آن خاک از کلبه برآرد، ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما.
💡 و قال ابو بکر بن عیّاش: هو کثرة الاصحاب و الاشیاع. و قال الحسین بن الفضل: «الکوثر» شیئان تیسیر القرآن و تخفیف الشّرائع. و قال جعفر الصّادق (ع): «الکوثر» نور فی قلبک دلّک علیّ و قطعک عمّا سوای».