لغت نامه دهخدا
( آخرالامر ) آخرالامر. [ خ ِ رَل ْ / رُل ْ اَ ] ( ع ق مرکب ) عاقبت. در پایان کار. الحاصل:
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی.حافظ.
( آخرالامر ) آخرالامر. [ خ ِ رَل ْ / رُل ْ اَ ] ( ع ق مرکب ) عاقبت. در پایان کار. الحاصل:
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی.حافظ.
( آخرالامر ) (خِ رَ یا رُ اَ ) [ ع. ] (ق مر. ) سرانجام، آخرکار، عاقبت.
( آخرالامر ) آخر کار، پایان کار، عاقبت کار، سرانجام.
( آخرالامر ) در پایان کار عاقبت
سرانجام، آخرکار، پایان کار، عاقبت کار
( آخر الامر ) آخرکار باخر پایان کار عاقبت: آخرالامر نسیم فتح و نصرت بر پرچم علمهای دولت جهانگیری وزیده... توضیح آخر الامر بفتح رائ است نه بضم آن ( زیرا ترکیبی است که از زبان عربی عینا نقل شده و در آنجاست بسبب ظرفیت منصوب است
(قید): سرانجام. آخرکار، عاقبت. آخرالامر معامله را به یک هزار منات ختم کرد. «جمالزاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدو صد دام فتادیم و پریدیم ولی آخرالامر بدام تو گرفتار شدیم
💡 هر که اول زان صف مژگان سؤالی میکند آخرالامر از دم خنجر جوابش میدهند
💡 آخرالامر درآمد به سر اسب اجلش تا درافتاد به یک حادثه چون خر به وحل