تعادی

لغت نامه دهخدا

تعادی. [ ت َ ] ( ع مص ) دور شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || همدیگر دشمنی کردن. || اختلاف گردیدن میان کسان. || مردن یکی بعد دیگری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پیاپی شدن نوائب. ( از اقرب الموارد ). || برابر ناشدن جای. || با هم دویدن و نبرد کردن در دویدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ )جایهای ناهموار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تباهی. || دوری. || فساد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - دشمنی ورزیدن. ۲ - با هم دویدن. ۳ - تباه شدن. ۴ - دور شدن از گروه.

فرهنگ عمید

۱. با هم دشمنی کردن، با هم دشمن شدن.
۲. با هم در دویدن مسابقه گذاشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) با هم دشمنی ورزیدن دشمن شدن بایکدیگر.

ویکی واژه

دشمنی ورزیدن.
با هم دویدن.
تباه شدن.
دور شدن از گروه.

جمله سازی با تعادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و خاطبه لما انزوی متعادیا معاویة ذوالشیب و الرای و الفکر

💡 لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً نصب علی الحال، ای بلغ عداوتهم نهایة، لو انفق منفق فی اصلاح ذات بینهم ما فی الارض من الاموال لم یقدر علی الاصلاح و الالفة و رفع الاحنة، وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ لان قلوبهم بیده یؤلّفها کیف یشاء. معنی آنست که اگر هر چه در روی زمین مالست و نعمت تو هزینه کنی و بذل کنی تا میان اوس و خزرج و جز از آن از قبائل متعادی با یکدیگر از عرب که میان ایشان کارهای عظیم قدیم بود از ثرات و احن، میگوید: اگر آن همه خرج کنی تا میان ایشان صلح دهی آن کینه و عداوت برگیری نتوانی، و اسلام آن را همه بسترد و برگرفت، و ایشان را همه برادران کرد، تا میان ایشان نه عداوت ماند نه تنافر. رب العالمین خبر داد درین آیت که، آن همه من کردم بفضل و رحمت خویش.