تشعشعی
مترادفها
پرتویی، تابشی
لغت نامه دهخدا
تشعشعی. [ ت َ ش َ ش ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به تشعشع.
- حرارت تشعشعی؛ حرارتی است که بر اثر تشعشع از جایی به جای دیگر منتقل می گردد مانند دستگاههای حرارتی تشعشعی که با نصب لوله های مخصوص در جدار ساختمان و گذراندن آب یا هوای گرم از آنها موجب گرم شدن اتاقهای ساختمان می شود. و رجوع به کتاب علم و زندگی صص 167 - 169 و تشعشع شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به تشعشع
جمله سازی با تشعشعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما مطالعاتی که در سال ۲۰۰۱، توسط تیمی از پژوهشگران انگلستانی انجام شد، نشان میدهد که طبق اطلاعات ماهوارهای ۳۰ سال گذشته، تشعشعی که از زمین به فضا فرستاده میشود، کاهش یافتهاست. این یعنی اثر گلخانهای که همگام با تولید بیشتر گازهای گلخانهای، افزایش پیدا کردهاست.
💡 وقتی ابعاد، نسبت به طول موج کار بسیار کوچک هستند، نقشهٔ تشعشعی آن مانند دوقطبی الکتریکی کوچک است. حداکثر تشعشع در صفحهٔ عمود بر مسیر مارپیچ روی میدهد. میگویند آنتن مارپیچی در حالت قائم است.