فرهنگستان زبان و ادب
{conflictual} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مربوط به تعارض
{conflictual} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مربوط به تعارض
مربوط به تعارض.
💡 به عقیدهٔ دانشورانی چون فرایدمن، مرگ ابراهیم در روایات اسلامی را قبل از مرگ محمد قرار دادهاند تا با باور به ختمیت وحی تعارضی نداشته باشد.
💡 نقدِ دومِ هگل آن بود که اخلاق کانت انسانها را به تعارضی درونی بین عقل و میل میکشاند. از نظر هگل، اینکه انسانها میل خود را سرکوب کنند و آن را تحت تسلط عقل درآورند، غیرطبیعی است. به عبارت دیگر، اخلاق کانت با نادیدهگرفتنِ تنش میان منافع شخصی و اخلاق، نمیتواند هیچ دلیلی برای اخلاقیبودن در اختیار انسانها قرار دهد.
💡 تعارض مرحله آلتی، آخرین و اساسیترین تعارضی است که کودک باید با آن مواجه شود و با موفقیت آن را حل کند. این تعارض همان خواست ناخودآگاه (ناهشیار) کودک به تملک والد ناهمجنس خود و در عین حال دوری از والد همجنس خود است. فروید، این وضعیت را عقده ایدیپ نامیدهاست.
💡 از دیگر اثرگذاریهای وی میتوان به بحث مرجحات متعارضین یا برتریدهندههای روایتهای متعارض اشاره کرد که بر اساس معیارهایی چون درستی سند حدیث، هماهنگی با مشهور و اجماع و ناسازگاری با عامه، روایتی بر دیگر روایات ترجیح و برتری داده میشد.