آشانه

مترادف‌ها

لانه، آشیانه

لغت نامه دهخدا

( آشانه ) آشانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) آشیانه:
زهی عرش مجید آشانه تو
زهی هفت آسمان یک خانه تو.عطار.

فرهنگ معین

( آشانه ) (نِ ) ( اِ. ) نک آشیانه.

فرهنگ عمید

( آشانه ) = آشیانه

فرهنگ فارسی

( آشانه ) ( اسم ) ۱ - لان. حیوانات از مرغ سگ موش زنبور مارو غیره آشیان. ۲ - خانه مائ وی مسکن. ۳ - طبقه مرتبه آشکوب. ۴ - سقف آسمانه.
آشیانه

ویکی واژه

نک آشیانه.

جمله سازی با آشانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دلم مرغیست در زلفت وطن ساخت که آنرا عاشقان آشانه خوانند

💡 غم اندر سینهٔ مو خانه دیری چو ویرانه که بوم آشانه دیری

💡 آشانه باز است به بومان ندهم صد چیست به صد هزار تومان ندهم

💡 چو موری این زمان آشانه جوئی سخن در خورد آب و دانه گوئی

💡 پرنده کوچک با دقت بسیار زیادی در میان شاخه‌های درختی، آشانه خود را برای نگهداری از تخم‌های تازه ساخته و پنهان کرد.

💡 شاعر در اشعار خود از آشانه آرامش که در دل طبیعت یافت می‌شود، برای توصیف تنهایی و سکوت شب‌های سرد زمستان استفاده کرده است.

💡 ساختن یک آشانه محکم در میان درختان انبوه جنگل، اولین قدم برای شروع فصل تولید مثل و مراقبت از فرزندان کوچک است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران