آب چشم
مترادفها
اشک، نم چشم
فرهنگ معین
( آب چشم ) (بِ چَ ) (اِمر. ) اشک، سرشک.
فرهنگ فارسی
( آب چشم ) ( اسم ) اشک سرشک.
ویکی واژه
اشک، سرشک.
جمله سازی با آب چشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون جهان را بیم طوفان است ز آب چشم من رخت هستی گر توانم، زین جهان بیرون کشم
💡 ربع از دلم پر خون کنم اطلال را جیحون کنم خاک دمن گلگون کنم از آب چشم خویشتن
💡 فتاده ناقه در غرقاب از آب چشم مهجوران و فوق النوقِ خیماتٌ و فِی الخیمات مَعشوقِ
💡 آبی که میآشامیم، کلریزه است. این آب زیانآور است و مزه آن نیز ناخوشایندتر از مزه آب چشمهاست. آب ضدعفونی شده با ازون، عاری از هر گونه باکتری زیانآور است و مزه آن نیز خوشایندتر است.
💡 از آب این چشمه، جهت آبیاری نخلستان و استحمام استفاده میشود. آب چشمه گنو از دسته آبهای گوگردی خیلی گرم، کلر و سولفات، کلسیک گوگردی محسوب میشود.
💡 حتی برای یک پیادهروی چندساعته در جنگل هم با خودتان قمقمه آب ببرید،روی آب چشمهها و برکههای جنگل حساب باز نکنید.
💡 وقتی که فرد دچار حساسیت شدید یا ورود ناگهانی گرد و غبار به چشم میشود، جاری شدن آب چشم به عنوان یک واکنش طبیعی است.
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران بارها از آب چشم و اشکهای جاری به عنوان نمادی برای بیان غم و اندوه عمیق خود استفاده کردند.
💡 پزشک پس از معاینه دقیق، توضیح داد که افزایش تولید آب چشم ممکن است نشانهای از التهاب یا وجود عفونت در چشم باشد.