بلاهت

کلمه بلاهت در زبان فارسی به معنای احمق بودن یا نادانی است و به نوعی به رفتار یا گفتار نادانانه و بی‌فکر اشاره دارد. این واژه به طور کلی در توصیف افرادی به کار می‌رود که در تصمیم‌گیری‌ها یا قضاوت‌های خود دقت کافی ندارند و به بی‌خردی و نادانی متهم می‌شوند.

معانی:

نادانی: بلاهت به معنای عدم دانش یا آگاهی کافی در مورد یک موضوع خاص است. این واژه می‌تواند به رفتارهای نادرست یا تصمیم‌گیری‌های ناپخته اشاره کند. افرادی که دچار نادانی هستند، ممکن است به سادگی تحت تأثیر اطلاعات نادرست قرار گیرند یا درک درستی از واقعیت‌ها نداشته باشند، که این امر می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های آن‌ها تأثیر بگذارد.

احمق بودن: این کلمه به نوعی به توصیف افرادی می‌پردازد که در رفتار یا گفتار خود نادانی نشان می‌دهند. یعنی این افراد ممکن است در موقعیت‌های مختلف، انتخاب‌ها یا قضاوت‌هایی انجام دهند که از نظر منطقی یا عقلانی نادرست هستند. این رفتارها می‌تواند ناشی از عدم درک صحیح از شرایط، عدم توجه به عواقب کارهای خود یا حتی تأثیرپذیری از نظرات نادرست دیگران باشد.

کاربرد:

کلمه بلاهت در گفتگوها و متون ادبی در نقد رفتارهای ناپسند یا تصمیمات نادرست استفاده می‌شود. این مفهوم در ادبیات و گفتار روزمره می‌تواند به انتقاد از جامعه، فرهنگ یا رفتارهای خاصی که به نظر می‌رسد ناشی از عدم آگاهی یا بی‌توجهی به واقعیت‌ها هستند، بپردازد.

لغت نامه دهخدا

بلاهت. [ ب َ هََ ] ( از ع، اِمص ) بلاهة. کم عقل بودن در امورات دنیا. ( غیاث اللغات ). بی عقلی. نادانی. حماقت. گولی. ( ناظم الاطباء ). سلیم دلی. ( بحرالجواهر ). ابلهی. کم خردی. ساده دلی. حمق. غباوت. رعونت. سفه. سخافت. کانائی. و رجوع به بلاهة شود. || ضعف و سستی در رأی و تدبیر. ( ناظم الاطباء ).
بلاهة. [ ب َ هََ ] ( ع مص ) ابله شدن. ( از منتهی الارب ). ضعیف شدن عقل و خرد. ( از اقرب الموارد ). بَلَه. و رجوع به بله شود. || درماندن از حجت؛ بله عن حجته. ( از منتهی الارب ).
بلاهة. [ ب َ هََ ] ( ع اِ ) نادانی. سلیم دلی. نیک نهادی. خوشخوئی بی بدی. ( منتهی الارب ). بلاهت. بَلَه. و رجوع به بلاهت و بله شود.

فرهنگ معین

(بَ هَ ) [ ع. بلاهة ] (اِمص. ) ۱ - کم خردی. ۲ - ضعف تدبیر، سستی رأی.

فرهنگ عمید

از حیث رٲی و عقل ضعیف شدن، نادان شدن، نادانی، کودنی، ضعف عقل.

فرهنگ فارسی

نادان شدن، ازحیث عقل ورای ضعیف شدن، نادانی
( اسم ) ۱- کم خردی ساده دلی سلیم دلی. ۲- ضعف تدبیر سستی رای.

ویکی واژه

کم خردی.
ضعف تدبیر، سستی رأی.

جملاتی از کلمه بلاهت

و دیگری «بلاهت»، و آن معطل بودن قوه فکریه و کار نفرمودن آن در قدر ضرورت یا کمتر از آن است و این در طرف تفریط است و گاهی از اول به فطانت و از دوم به جهل بسیط تعبیر می شود.
کمال جهل و بلاهت بود که طعنه زند به نقص مایه کج فهمی و غلط خوانی
این فیلم نخستین بار در جشنواره فیلم نیویورک به نمایش درآمد و ماجرای آن در بمبئی امروزی می‌گذرد و دربارهٔ مردی است که دچار صرع است و مردم علائم آن را، به حماقت و بلاهت او نسبت می‌دهند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم